|
| |
|
درجاتی از اضطراب امتحان در 30-20 درصد کودکان و نوجوانان دانشآموز دیده میشود. این موضوع در دختران شایعتر از پسران است. در تعریف اضطراب امتحان در ابتدا باید اضطراب طبیعی را از اضطراب غیرطبیعی و بیمارگونه افتراق داد.آنچه مسلم است درجاتی از اضطراب و استرس میتواند مثبت باشد و احساس تهییج و به دست آوردن یک فرصت را به فرد دست دهد. مثل استرسی که باعث میشود یک ورزشکار در موقعیت مسابقه بهتر از تمرین عمل کند، یا فردی در شغل جدید خود با انرژی و عملکرد بهتری کار کند.
و یا یک دانشآموز در زمان امتحان دچار تهییج و اضطرابی میشود که تمرکز او را روی مطالعه افزایش داده و باعث میشود برنامه خود را منظمتر نماید و زمان خود را مدیریت بیشتری کند، در نهایت این اضطراب منجر به افزایش عملکرد فرد میشود. پس درجاتی از اضطراب لازم بوده و باعث بهبودی عملکرد ما میشود. این نوع اضطراب را تکلیف محور میگوییم. ولی زمانی که استرس و اضطراب منفی میشود، ما احساس میکنیم اوضاع از کنترل ما خارج است، تحت فشار هستیم و تمرکز خود را از دست دادهایم. اضطراب فوق منجر به ارزیابی شناختی منفی، عدم تمرکز حواس، واکنشهای فیزیولوژیک نامطلوب و افت عملکرد شخص میگردد. اضطراب امتحان دو بعد دارد: 1. بعد جسمانی: که شامل واکنش فیزیولوژیک خودکار است مثل تپش قلب، سردرد، تعریق، لرزش دست و اندامها، آشفتگی معده، رنگپریدگی، حالت تهوع و استفراغ و غیره. 2. بعد شناختی و فکری: دلواپسی راجع به پیامد کار، دلواپسی راجع به شکست و ناکامی، افکار تحقیر و سرزنش خود، مقایسه خود با دیگران، انتظارات منفی از خود، مشکل تمرکز و توجه، فراموش کردن مطالب خوانده شده، گفتگوی منفی با خود و... که همه اینها مانع انجام تکلیف و حل مشکل میگردد. علل اضطراب امتحان چیست؟ چرا کودکی با امتحان خود نسبتاً خونسرد و آرام برخورد میکند و کودک دیگر شب امتحان دچار بیخوابی و بیقراری میشود، تمرکز خود را از دست میدهد، میخواند اما در حافظهاش نمیماند و.... به نظر میرسد مثل تمام بیماریها و حالتهای روانپزشکی، عواملی دست به دست هم میدهند تا کودکی به حدی مضطرب شود که نتواند تواناییهای واقعی خود را نشان دهد: 1. علل شخصیتی افرادی که عزت نفس پایینی دارند، احساس خودکارآمدی پایینتری دارند، شکستها و ناکامیهای متعددی را تجربه کردهاند، یا اضطراب منتشر دارند بیشتر مستعد اضطراب امتحان هستند. 2. علل خانوادگی الگوی خشک و غیرقابل انعطاف و پرورش کودک، انتظارات بیش از حد والدین و تفکر کمالطلبانه آنها، تنبیه وسرزنش، عدم ارائه تشویق و تقویت مناسب، وضعیت اقتصادی ـ اجتماعی پایین، جزء عوامل خانوداگی محسوب میشوند. گاه والدین پیامهایی را به سوی فرزند خود میفرستند که او را دچار اضطراب میکند (همین امسال را فرصت داری. تو باید مرا سرافراز کنی، مایه سرشکستگی من در فامیل نشوی، ببینم چه میکنی؟ اگر قبول نشی همه تلاش مرا بینتیجه گذاشتی، ای خدا کاش زودتر این امتحان کنکور تمام میشد دلم مثل سیر و سرکه میجوشد، همه آینده تو در گرو همین امتحان است و...!!!) 3. علل آموزشگاهی از علل آموزشگاهی میشود به این موارد اشاره کرد: انتظارات بیش از حد و نابجای معلم، درس و امتحان دشوار، ماهیت امتحان (مانند بعد رقابتی و مسابقهای بالا در امتحان کنکور)، ناآشنا بودن مراقبان امتحان، محدودیتهای زمانی، محیط نامناسب امتحان، وجود عوامل مزاحم مثل سروصدا، نور نامناسب، گرمای محیط و ... . 4. علل مربوط به امتحان گاه ماهیت یک امتحان به گونهای است که نسبت به سایر امتحانات در شخص ایجاد اضطراب بیشتری میکند. مثلاً امتحان کنکور یک مسابقه است و به این شکل نیست که اگر کسی به حدّ مشخصی از توانایی رسیده باشد پذیرفته شود. یک رقابت است، رقابتی سخت و فشرده. راههای مقابله با اضطراب امتحان 1. کاستن علائم بدنی اضطراب:
در زمان استرس و اضطراب ما علائم بدنی مثل سفتی و انقباض عضلات، رنگپریدگی، احساس خفگی، تندی تنفس، لرزش اندامها و... را تجربه میکنیم. حال اگر بیاموزیم به طریقی بدن خود را آرام کنیم نشانههای اضطراب نیز کاهش مییابد و ما احساس آرامش بیشتری میکنیم مثل: * تکنیکهای آرامسازی * نفس عمیق * یکی از حسهای خودمان را درگیر کنیم (دوش گرفتن، گوش کردن به یک موسیقی آرام، حرف زدن با یک دوست، قدم زدن، تماشای یک فیلم یا یک منظره، راه رفتن، دویدن و...). 2. کاستن علائم فکری و شناختی اضطراب: * متوقف کردن گفتگوی منفی با خود. بسیاری از اوقات ما در زمان استرس و اضطراب شروع به صحبت با خود میکنیم. صحبتهایی که همه بار منفی دارد و ذهن و جسم ما را خسته میکند. باید به فرزندان خود کمک کنیم که این گفتگوهای منفی ذهنی را شناخته و آنها را متوقف کنند و با گفتگوی مثبت جایگزین کنند. مثلآ این گفتگوی ذهنی را((من قبول نمیشم، میدونم از این امتحان رد میشم، چرا هیچ چی یاد نمیگیرم، همه چیز از ذهنم رفته، مثل خنگها شدم، اگه رد بشم مامان و بابام چی میگن؟، معلمم راجع به من چی فکر میکنه و...)) تبدیل به این گفتگو کنند: ((قبلآ هم امتحان داشتم و نمره خوبی گرفتم... این هم میگذره، من تلاش خودم را کردم و حالا هم با حواس جمع میرم سر جلسه و...)) * کمک کنیم کودک انتظارات غیرواقعی و بیش از حد از خودش را تعدیل کند (من حتماً باید در این مسابقه ورزشی نفر اول بشوم، من حتماً باید پزشکی قبول شوم، من حتماً باید تهران قبول شوم، رتبهام باید زیر 50 باشد). * والدین انتظارات غیرواقعی و کمالطلبانه خود را تعدیل کنند و بر اساس توانایی فرزندشان از او انتظار داشته باشند. از یک کودک بیشفعال با اختلال یادگیری یا کودک مبتلا به کم توانی ذهنی چقدر باید انتظار داشت. این انتظارات غیرواقع بینانه کودک را مضطرب میکند. * کودک را تشویق کنیم تا راجع به احساسات و نگرانیهای خود با والدین و معلمش صحبت کند. * عجله کردن را کاهش بدهیم. مواقعی که بچهها دچار اضطراب میشوند عجله میکنند و بیقرار میشوند. صفحه اول را میخوانند، میروند روی یک فصل دیگر، یک کتاب را کنار میگذارند، سراغ کتاب دیگر میروند، همزمان چیزی میخورند و درخواست تنقلات میکنند. این مسئله نگرانی را بیشتر میکند. در این مواقع والدین باید مداخله کرده و نظمی به دروس کودک خود بدهند. مثلآ پیشنهاد دهند اول دروس سبکتر و راحتتر را شروع کند، فصلهای کوچکتری که آسانتر است و کودک تسلط بیشتری به آنها دارد. این مسئله یک بازخورد مثبت به کودک میدهد و اضطراب او را کاهش میدهد. * تقسیمبندی و فهرست برداشتن از فصولی که باید خوانده شوند: امروز چند فصل، فردا چند فصل. بعضی از بچهها مثل بچههای بیش فعال مدیریت زمان ندارند و نمیتوانند بر اساس وقتی که دارند برنامه خود راتنظیم کنند. 3. تغییر روش زندگی و برنامهریزی و مدیریت زمان: * نوشتن برنامهای از فعالیت روزانه و ساده کردن جدول برنامهها (گاه آنقدر برنامه درسی کودک را پیچیده میکنیم که او کلاً از خیر انجام آن میگذرد). * نظم و سازماندهی کردن: فضای کار، مطالعه و درس کودک باید منظم و مرتب باشد، بداند چه چیزی کجاست و کجا باید دنبال وسیله مورد نظر خود بگردد. محیطهای شلوغ و نامنظم ما را آشفته و سر در گم میکنند. * استراحت کردن: کودک باید به طور دورهای هر چند وقت یکبار زمانی را برای آرامش، قدم زدن، استراحت و یا خوردن داشته باشد. * ورزش منظم: ورزش به تسکین تنشهای هیجانی کمک میکند، مثلآ 30 دقیقه ورزش سبک در اکثر روزهای هفته. * خواب کافی: رفتن به رختخواب و بیدار شدن در زمانهای ثابت باعث خواب سالمتر و در نهایت توجه و تمرکز بهتر و کارایی مفیدتر در طول روز میشود. * تغذیه خوب، مناسب و کافی (مثل خوردن صبحانه، غذای فیبردار و ویتامیندار). * حفظ ارتباطات اجتماعی: بسیاری از دانش آموزان در زمان تحصیل و امتحان کلیه ارتباطات فامیلی و اجتماعی خود را قطع میکنند و خود را کاملآ ایزوله و منزوی میکنند، درحالیکه گذراندن زمانی با دوستان و فامیل، وقت گذاشتن و صحبت کردن با آنها میتواند انرژی، نشاط و انگیزه ما را برای انجام امور درسی و کاری بیشتر کند. * ممکن است بچهها برای فرار از اضطراب مرتب خوراکی و تنقلات بخورند، تلویزیون تماشا کنند، پای کامپیوتر بنشینند و شروع درس را مرتب به تعویق بیندازند. این حالت یک چرخه معیوب ایجاد میکند که وضعیت را بدتر میکند. والدین چه کمکی میتوانند برای کاهش اضطراب امتحان کودکان انجام دهند؟ * کمال طلب نباشید و به کوچکترین تلاش و موقعیت کودک ارزش قائل شود و پس از هر موفقیت و تلاش به او پاداش دهید. * از ایجاد ترس و اضطراب در فرزند خود اجتناب کنید. (اگر قبول نشی میدونی که پدرت چی کار میکنه؟، دیگه نه من نه تو، تمام زحمات منو هدر دادی، شیرمو حلالت نمیکنم، دیگه باهات حرف نمیزنم، توی فامیل آبرومون میره). * انتظارات غیرواقعی و بیش از حد از فرزند خود نداشته باشید. ضعفها و ناتوانیهای او را در نظر بگیرید. * انتظارات غیرواقعبینانه فرزند خود را تعدیل کنید و خطاهای شناختی او را اصلاح کنید (من حتماً باید نفر اول بشوم، اگه نشم خودم را میکشم). * سعی کنید فرزندتان را در وضعیتی قرار ندهید که فقط یک راه حل داشته باشد (فقط قبولی) بعد اگر قبول نشد چه؟ یعنی به احتمالات دیگر هم فکر کنید و برای آن برنامهریزی کنید. * به کودک بیاموزید تا اشتباهات خودش را ببخشد. * نگرانی بچهها ممکن است پنهان باشد و آنها با شکایات جسمی، متمرکز کردن خودشان روی یک کار و برنامه دیگر، اتلاف وقت بکنند و همین مسئله آنها را ناراحتتر میکند و یک چرخه معیوب ایجاد میکند. نگرانی ممکن است بخش مهمی از زندگی بچهها باشد. با شناختن علایم اضطراب و تلاش در جهت کاهش و رفع آنها میتوانیم به فرزندانمان کمک کنیم. * کمک کنید تا گفتگوی ذهنی منفی کودک با خودش کاهش یابد: (هیچ چی یادم نیست، رد میشم.) به کودک بیاموزیم تا به خودش بگوید: یه نفس عمیق میکشم یادم میاد، قبلاً هم این احساس را داشتم ولی امتحانم خوب بود و... * بچهها را تشویق کنید راجع به نگرانیها، ترسها و ضعفهای خود صحبت کنند. این موضوع باعث آگاهی کودک نسبت به خودش و تلاش جهت تغییر و تعدیل آنها میشود. * کمک کنید تا کودک برای خواندن دروسش برنامهریزی کند (امروز چه فصولی را بخواند، چقدر زمان دارد و...) برنامه را بنویسید و آن را پیچیده نکنید. * از فصول و درسهای راحتتر شروع کنید. * کمک کنید تا کودک روشی سالم برای زندگی روزمره خود انتخاب کند (تغذیه خوب، خواب کافی، ورزش منظم). * از تکنیکهای تنفس عمیق شکمی و آرامسازی برای کنترل اضطراب کودک استفاده کنید. * زمانهای کوتاهی را برای آرامش، استراحت و تجدید قوا در نظر بگیرید (استراحت کوتاه، خوردن یک میوه، گوش کردن به موسیقی، یک حرکت و جنب و جوش و...). * آماده کردن وسایل و تجهیزات امتحان از شب قبل. تهیه: دکتر فریبا عربگل (فوق تخصص روانپزشکی کودک و نوجوان)www.seemorgh.com/health بازبینی و تهیه : ناصر جعفری / ۲۵/۲/۸۸ | |
یک عدد توت فرنگی در دست داشت او برایم داستانش را تعریف کرد . چنین گفت: در حیاط خانه مان دو عدد بوته توت فرنگی رویده است اتفاقا یکی از آنها ثمر داده و یک عدد توت فرنگی را به حیاطمان تقدیم کرده است ، گرچه من معلم نیستم ولی از این فرصت برای آموزش کودک ۴ ساله ام استفاده کردم و بوته ی توت را همراه با میوه اش به کودکم نشان دادم و در باره ی آن برایش صبحت کردم و بعد اجازه دادم تا فرزندم آن را بکند ، بشوید و نوش جان کند . ( البته قبل اینکه آن را بخورد عکسی از آن گرفتم و به شما عرضه می کنم) این نکته را گفتم تا از هر فرصتی جهت آموزش استفاده کنیم حتی اگر آن فرصت بسیار اندک باشد.





سلام.
چرا شما باید بتونید این متن رو بخونید؟ خب. معلومه چون سوادشو دارید. فکر کنید اگه الان نمی تونستید این متن رو بخونید چی می شد؟ من میگم : افتضاح. شما بیسواد بودید. وای که چقدر بده. بله. برای فردی به سن من و شما خیلی بده. قدیمی ها رو نیگا نکنین که امکانات نداشتن. اونا خیلی زحمت کشیدن. شاید شانس تحصیل مثل من و شما را نداشته اند. اشکالی نداره. بیاید بریم سر موضوع خودمون. فکر می کنید چی میشد اگه شما سواد نداشتید؟ می رفتید بیرون با دوستاتون. یه جا نوشته بود بستنی گل رز. دوستتون بهتون میگه بیا بریم گل رز اونطرف خیابون. شما هم هی مغازه ها رو نیگاه می کردین که ببینید گل فروشی کدومه. اما شرمنده. بستنی گل رز منظور دوستتون بود. شما باختید. بله زندگی را هم به همین راحتی میشه باخت. دیگه جای شما توی این شهر نبود. کجا می رفتید؟ جاهای دیگه براتون بدتر بودن. چون حتی بلد نبودید اسم شهر مورد نظرتون رو بخونید. شما باید توی این دنیا به سختی زنده می موندید. فقط همین.

یه خطر بزرگ : بازم داره همین اتفاق برای همه ی مردم مخصوصا مردم ایران اتفاق می افته. بله. شما باید به ده سال آینده فکر کنید. تقریبا توی ده سال آینده 50 درصد هر خانواده یک کامپیوتر داره. و همه چیز کامپیوتری میشه. انقلاب دیجیتال. و شما تنها می مونید میان انبوه نوشته ها و دکمه ها که بلد نیستید بخونیدشون. شما نباید از علم عقب بمونید. الان هم اگه خودتون بدونید یه همچین چیزی براتون رخ داده. این لینک رو کلیک کنید :
چی می تونید ازش بفهمید؟ شاید یه کم شاید هم زیاد. روی حرف من با کسانی است که همه اش رو نمی دونن. کسانی که کمتر از 95 درصد اش رو میفهمن. خب . چیکار باید بکنید؟ تا کی می خواهید بی سواد بمونید؟ من بهتون میگم :همین الان تصمیم میگیرید که هر اندازه هم کم ولی باید یاد بگیرید. باید به سمت آموزش بروید. تا عقب نمونید. از کی؟ از بچه هاتون. اگه بچه دارید و یا اگه انشاء الله یه روز بچه دار شدید و ازتون پرسید fellow student چیه چه جوابی دارین که بهش بدین؟ میگید که بلد نیستید؟ تو دلش میگه وای پس شما چی بلدید. این سوال بچه تون از شماست. شاید بهش بگید خفه شو! اما من الان بهتون میگم بهتره خودتون این غرورتون رو خفه کنید. غرور اینکه خیلی یا به اندازه ی کافی بلدید. بله اینم یه نوع از غرور آدماست. غرور این نیست که فقط خودتو از دوستات و بقیه بزرگتر بدونی. امیدوارم که شروع کنید.
نقل از : http://lernu.blogfa.com
ا
از دير زمان انتظار و خواستي كه از آموزش و پرورش بوده و هست ، پرورش و تربيت انسان هاي فردا است و اين كه تلاش كند نسل امروز را براي زندگي و اجتماع فردا آماده كند و اين مهم ممكن نبوده مگر با برنامه ريزي دقيق و موشكافانه .ما چه بخواهيم و چه نخواهيم ، در قرن و جهاني زندگي مي كنيم كه پيشرفت هاي علمي و فني آن به راستي شگفت انگيز و حيرت آور است.اين وضع جهان امروز است و حالا
... برای دیدن بقیه ی مطالب بر روی " ادامه ی مطلب " کلیک کنید.
برگرفته از وبلاگ هومن : http://hooman83.blogfa.com
ادامه مطلب

روز چهارشنبه برابر با ۲۳/۱۲/۸۵ به جهت آشنا نمودن دانش آموزان با خط بریل ( مخصوص نابینایان) از استاد ارجمند جناب آقای فرهاد فرجیان متخصص آموزش به دانش آموزان نابینا دعوت به عمل آمد . ایشان در باره شیوه ی آموزش دانش آموزان نابینا مطالب مفیدی ارایه داد سپس به معرفی وسایل و امکانات مورد نیاز پرداخت . وی ماشین پرکینز را به دانش آموزان معرفی کرد و با استفاده از آن مطالبی را برای بر روی کاغذ مخصوی نابینایان نگاشت.( از ایشان سپاسگزاریم)

( دانش آموزان عزیز قدر سلامتی خود را بدانید و به بهترین شیوه از آن استفاده کنید)
زلزله

توچه- هر چه رنگ قرمز كم رنگ تر باشد خطر زلزله در آن مناطق كمتر است.
تاریخچه زمین لرزه های بزرگ در ایران
ایران كشوری لرزه خیز است. ایران بر روی یكی از دو كمربند بزرگ لرزه خیزی جهان موسوم به «آلپا» قرار دارد و هر از گاهی زمین لرزه های بزرگی در آن بوقوع می پیوندد.
از سال 1340 تاكنون زمین لرزه های مختلف و در مواقعی ویران كننده مناطق مختلف كشور را با خسارات و تلفات سنگینی روبه رو كرده است كه آخرین آنها، زمین لرزه صبح روز جمعه شهرستان بم می باشد.
آخرین زمین لرزه در ایران كه در سال 79 و در دو استان زنجان و قزوین با قدرت 2/5 در مقیاس ریشتر به وقوع پیوست، مناطق طارم، خدابنده، ابهر، خرمدره و سلطانیه و همچنین بویین زهرا را لرزاند و خسارت ها و تلفاتی به بار آورد. بیش از 500 نفر بر اثر وقوع این زمین لرزه كشته شدند.
بزرگترین زمین لرزه ای كه در سالهای اخیر در ایران به وقوع پیوست مربوط به 31 خرداد 1369 در استانهای گیلان و زنجان با قدرت هفت و سه دهم در مقیاس ریشتر بود. این زمین لرزه بیش از 40 هزار كشته برجای گذاشت كه خونبارترین زمین لرزه در ایران به حساب می آید. این زلزله در عرض چند ثانیه حدود و هزار و 100 كیلومتر مربع كه 27 شهر و 1871 روستا را در برمی گرفت، ویران كرد. این در حالی است كه دیگر كشورهای منطقه مانند، تركیه، سوریه، ارمنستان و یا افغانستان نیز به دلیل قرار گرفتن در این خط زلزله با تعداد بیشماری از این قبیل زمین لرزه ها رو به رو هستند. دانشمندان گفتهاند كه دلیل این پدیده در بستر اقیانوسها كه نشانه های حركت شبه قاره هند به سمت قاره های آسیا و اروپا را آشكار می سازد، نهفته است.
قاره هند از 30 میلیون سال گذشته با سرعتی معادل 10 سانتی متر در سال به سمت قاره های اروپا و آسیا حركت كرده است و در زمان حاضر این سرعت به پنج سانتی متر در سال كاهش پیدا كرده است. فهرستی از زمان و میزان قربانیان زمین لرزه های به وقوع پیوسته در ایران در ذیل به طور خلاصه ارائه می شود :
- آوریل سال 1960 (فروردین / اردیبهشت 1339) 450 تن در شهر لار، واقع در جنوب كشور كشته شدند.
- سپتامبر 1962 (شهریور / مهر 1341) 11 هزار تن كشته و 200 روستا در غرب تهران ویران شد. (عکس)
- اوت 1968 (مرداد / شهریور 1347) حدود 10 هزار تن در استان خراسان جان سپردند.
- آوریل 1972 (فروردین / اردیبهشت 1351) پنج هزار و 44 تن در جنوب كشور كشته شدند.
- آوریل 1977 (فروردین / اردیبهشت 1356) حدود 900 تن در منطقه اصفهان جان باختند.
- سپتامبر 1978 ((شهریور / مهر 1357) 25 هزار تن در شرق ایران كشته شدند.
- نوامبر 1979 (آبان / آذر 1358) 600 تن در شمال شرقی ایران جان سپردند.
- ژوئن 1981 (خرداد / تیر 1360)، یكهزار و 28 تن در استان كرمان كشته شدند.
- ژوئیه 1981 (تیر/ مرداد 1360) یكهزار و 300 تن در استان كرمان جان باختند.
- 21 ژوئن 1990 (31 خرداد 1369) حدود 40 هزار تن در شهر رودبار در شمال كشور در اثر سنگین ترین زمین لرزه كشته شدند.
- 28 فوریه 1997 (10 اسفند 1375) حدود یك هزار و 100 تن در اردبیل كشته شدند، بزرگی آن زمین لرزه، 5/5 درجه در مقیاس ریشتر بود.
- 10 مه 1997 (20 اردیبهشت 1375) یكهزار و 613 تن در بیرجند بر اثر زمین لرزه با بزرگی 1/7 درجه در مقیاس ریشتر، جان باختند.
به گفته كارشناسان امور شهری مقاوم سازی ساختمانها و تقویت سازه های ساختمانی در امور شهرسازی و احداث بنا در شهرها و استفاده مناسب از تحقیقات در حوزه زمین شناسی و اقلیمی اساسی از جمله مولفه های بسیار مهمی است كه در كاهش خسارت و تلفات زمین لرزه هایی از این دست می تواند نقش مهمی داشته باشد. این واقعیت كه ایران در كمربند زلزله جهانی قرار دارد و استفاده از تجربیات دیگر كشورهای زلزله خیز و موفق در ساماندهی به امور شهری و مقاوم سازی شهرها در مناطق زلزله خیز بیش از گذشته احساس می شود.
كارشناسان فن معتقدند در صورتی كه هزینه های گزاف امداد رسانی و جبران خسارتهای مادی و معنوی حوادث طبیعی نظیر سیل و زلزله در مسیر بازسازی و ایجاد تغییرات بنیادی در حوزه شهرسازی و تمهیداتی لازم برای پیشگیری از حوادث غیر مترقبه قرار گیرد، نتایج به مراتب بهتر از گذشته خواهد بود.
(منبع : سایت وزارت راه و ترابری)
تاریخچه زمین لرزه های بزرگ در ایران
ایران كشوری لرزه خیز است. ایران بر روی یكی از دو كمربند بزرگ لرزه خیزی جهان موسوم به «آلپا» قرار دارد و هر از گاهی زمین لرزه های بزرگی در آن بوقوع می پیوندد.
از سال 1340 تاكنون زمین لرزه های مختلف و در مواقعی ویران كننده مناطق مختلف كشور را با خسارات و تلفات سنگینی روبه رو كرده است كه آخرین آنها، زمین لرزه صبح روز جمعه شهرستان بم می باشد.
آخرین زمین لرزه در ایران كه در سال 79 و در دو استان زنجان و قزوین با قدرت 2/5 در مقیاس ریشتر به وقوع پیوست، مناطق طارم، خدابنده، ابهر، خرمدره و سلطانیه و همچنین بویین زهرا را لرزاند و خسارت ها و تلفاتی به بار آورد. بیش از 500 نفر بر اثر وقوع این زمین لرزه كشته شدند.
بزرگترین زمین لرزه ای كه در سالهای اخیر در ایران به وقوع پیوست مربوط به 31 خرداد 1369 در استانهای گیلان و زنجان با قدرت هفت و سه دهم در مقیاس ریشتر بود. این زمین لرزه بیش از 40 هزار كشته برجای گذاشت كه خونبارترین زمین لرزه در ایران به حساب می آید. این زلزله در عرض چند ثانیه حدود و هزار و 100 كیلومتر مربع كه 27 شهر و 1871 روستا را در برمی گرفت، ویران كرد. این در حالی است كه دیگر كشورهای منطقه مانند، تركیه، سوریه، ارمنستان و یا افغانستان نیز به دلیل قرار گرفتن در این خط زلزله با تعداد بیشماری از این قبیل زمین لرزه ها رو به رو هستند. دانشمندان گفتهاند كه دلیل این پدیده در بستر اقیانوسها كه نشانه های حركت شبه قاره هند به سمت قاره های آسیا و اروپا را آشكار می سازد، نهفته است.
قاره هند از 30 میلیون سال گذشته با سرعتی معادل 10 سانتی متر در سال به سمت قاره های اروپا و آسیا حركت كرده است و در زمان حاضر این سرعت به پنج سانتی متر در سال كاهش پیدا كرده است. فهرستی از زمان و میزان قربانیان زمین لرزه های به وقوع پیوسته در ایران در ذیل به طور خلاصه ارائه می شود :
- آوریل سال 1960 (فروردین / اردیبهشت 1339) 450 تن در شهر لار، واقع در جنوب كشور كشته شدند.
- سپتامبر 1962 (شهریور / مهر 1341) 11 هزار تن كشته و 200 روستا در غرب تهران ویران شد. (عکس)
- اوت 1968 (مرداد / شهریور 1347) حدود 10 هزار تن در استان خراسان جان سپردند.
- آوریل 1972 (فروردین / اردیبهشت 1351) پنج هزار و 44 تن در جنوب كشور كشته شدند.
- آوریل 1977 (فروردین / اردیبهشت 1356) حدود 900 تن در منطقه اصفهان جان باختند.
- سپتامبر 1978 ((شهریور / مهر 1357) 25 هزار تن در شرق ایران كشته شدند.
- نوامبر 1979 (آبان / آذر 1358) 600 تن در شمال شرقی ایران جان سپردند.
- ژوئن 1981 (خرداد / تیر 1360)، یكهزار و 28 تن در استان كرمان كشته شدند.
- ژوئیه 1981 (تیر/ مرداد 1360) یكهزار و 300 تن در استان كرمان جان باختند.
- 21 ژوئن 1990 (31 خرداد 1369) حدود 40 هزار تن در شهر رودبار در شمال كشور در اثر سنگین ترین زمین لرزه كشته شدند.
- 28 فوریه 1997 (10 اسفند 1375) حدود یك هزار و 100 تن در اردبیل كشته شدند، بزرگی آن زمین لرزه، 5/5 درجه در مقیاس ریشتر بود.
- 10 مه 1997 (20 اردیبهشت 1375) یكهزار و 613 تن در بیرجند بر اثر زمین لرزه با بزرگی 1/7 درجه در مقیاس ریشتر، جان باختند.
به گفته كارشناسان امور شهری مقاوم سازی ساختمانها و تقویت سازه های ساختمانی در امور شهرسازی و احداث بنا در شهرها و استفاده مناسب از تحقیقات در حوزه زمین شناسی و اقلیمی اساسی از جمله مولفه های بسیار مهمی است كه در كاهش خسارت و تلفات زمین لرزه هایی از این دست می تواند نقش مهمی داشته باشد. این واقعیت كه ایران در كمربند زلزله جهانی قرار دارد و استفاده از تجربیات دیگر كشورهای زلزله خیز و موفق در ساماندهی به امور شهری و مقاوم سازی شهرها در مناطق زلزله خیز بیش از گذشته احساس می شود.
كارشناسان فن معتقدند در صورتی كه هزینه های گزاف امداد رسانی و جبران خسارتهای مادی و معنوی حوادث طبیعی نظیر سیل و زلزله در مسیر بازسازی و ایجاد تغییرات بنیادی در حوزه شهرسازی و تمهیداتی لازم برای پیشگیری از حوادث غیر مترقبه قرار گیرد، نتایج به مراتب بهتر از گذشته خواهد بود.
(منبع : سایت وزارت راه و ترابری) http://www.vojoudi.com
عكس از زلزله شهرستان لار- سال ۱۳۳۹

منبع این عكس ، وب سایت مهندس حامد صداقت می باشد كه میتوانید سایت ایشان را در آدرس www.sadaghat.8m.com ببینید.
