کلينيک کودکان
وقتي کودک بهانه ميگيرد
گاهي بچهها از خوردن برخي غذاها امتناع ميکنند. لازم نيست آن غذا خيلي عجيب غريب باشد تا بچهها از آن بدشان بيايد. گاهي گوجهفرنگي يا لوبيا اين حالت را دارد. البته اين حق طبيعي کودکان است و اجبار کودک به خوردن غذايي که دوست ندارد، کاري نادرست و زيانبار است. براي مثال، به زور نگوييد: «نصف گوجهفرنگي را بخور». درباره غذاهايي که بچهها دوست ندارند، با بردباري رفتار کرده و موضوع را حاد نکنيد. بهانهگيري درباره غذا نشانههايي دارد که بد نيست آنها را بشناسيد:
• اين نوع بهانهگيري، پايانناپذير است و فهرست غذاهايي که کودک بهانهگير دوست ندارد و نميخورد، به تدريج زياد خواهد شد تا جايي که به عنوان مثال فقط نان و مربا ميخورد.
• اين بهانهگيري حتي ممکن است به بشقاب غذا، رنگ ليوان و غيره نيز سرايت کند.
• در واقع کودک بهانهگير سعي دارد از غذا به عنوان ابزاري براي تسلط بر والدين استفاده کند.
و اما راهحل چيست؟ بايد پيشگيري کرد و مانع پيشامدهاي بعدي و درنهايت مسلط شدن بچه بر شما شد. اما چگونه؟ به شما ميگويم:
1) اگر فرزندتان ناگهان علاقه اش را به غذايي از دست ميدهد و از خوردن آن امتناع دارد، به اين موضوع توجهي نکنيد. اجازه دهيد آنچه دوست دارد، بخورد و آنچه را نميخواهد، نخورد و پس از اتمام زمان غذا خوردن، ظرف غذايش را بدون هيچ اشاره و اهميتي برداريد. اگر مشخص کرد که «من از لوبيا بدم ميآيد.» حساسيت نشان ندهيد و چند روز بعد دوباره لوبيا در غذا بريزيد. احتمالا غذايش را ميخورد چون ميداند علاقه نداشتن او توجه کسي را جلب نکرده و بايد به دنبال راهي ديگر براي جلب توجه باشد.
2) وقتي کودک به خوبي غذا ميخورد، از او تعريف و تمجيد کنيد. اگر اصرار داريد که بچه به خاطر شما يا پدرش سه قاشق بيشتر بخورد، بايد آن سه قاشق را ميل کند و هيچ تخفيفي قايل نشويد.
3) هر گاه متوجه شديد دليل علاقه نداشتن به غذاي خاص، طعم و مزه غذا نيست و تنها احساس نامطلوب غذا در زبان و دهان است، شيوه تهيه را عوض کنيد. براي مثال، اغلب کودکان به هويج خام بيشتر از پخته علاقهمندند و يا سيبزميني سرخ کرده را به آبپر ترجيح ميدهند. نوع تهيهاي که دوست دارد را به او بدهيد.
4) هيچگاه چند نوع خوراکي را به کودک پيشنهاد ندهيد تا از ميان آنها يکي را برگزيند زيرا اين کار برايتان دردسرساز است. تا حد امکان براي اعضاي خانواده يک نوع غذا بپزيد. او بايد بداند خانه، رستوران نيست وگرنه پيام نادرستي از غذا خوردن دريافت ميکند.
5) اگر فرزندتان غذايش را نميخورد، او را تا اتمام غذا سر سفره يا ميز ننشانيد و بهتر است با او سازش کنيد يعني بگوييد: «سه قاشق از غذا تو بخور بعد ميتواني بروي» کوتاه نياييد و سه قاشق را جدي بگيريد. نگران نباشيد و باور کنيد فرزند شما با يک وعده غذا نخوردن از گرسنگي نميميرد و يا سوءتغذيه نميگيرد. پس باقيمانده غذايش را نخوريد و يا به او شکلات و بيسکوييت ندهيد. چون بايد بداند اگر غذايش را نخورد چيز ديگري به جاي غذا به وي داده نخواهد شد.
منبع: سايت http://salamatiran.com
در این جا به بررسى روش هاى ساده اى که والدین و مربیان مى توانند با به کار بردن آنها ، اضطراب امتحان را در بچه ها از بین ببرند ، مى پردازیم .
۱ _ انجام تکالیف درسى ، تمرین حل کردن و.. . باید از ابتداى سال تحصیلى با نظم و جدیت دنبال شود . اگر دانش آموزى در طول ترم تحصیلى خود عملکرد ضعیفى داشته باشد ، تذکر هاى پشت سر هم پدر و مادر در ایام امتحان نه تنها هیچ کمکى به کودک یا نوجوان نمى کند ، بلکه موجب ترس و آشفتگى بیشتر او هم مى شود .
۲ _ هر گونه سخت گیرى بى مورد و تنبیه دانش آموز به دلیل نگرفتن نمرات عالى ، باعث تشدید اضطراب درونى دانش آموز از درس و مدرسه و امتحان مى شود . راه حل نمرات پایین بچه ها در تنبیه کردن آنها نیست ، بلکه در یافتن راهى است براى رفع علت اصلى آن ، که همانا ضعف یادگیرى کودک است.
۳ _ ترس از شکست و عدم قبولى در دانش آموزانى رشد مى کند که فکر موفقیت و اول شدن ، ذهن آنها را بیش از حد به خود مشغول کرده است . اگر پدر و مادر خواسته ها و معیارهایى دور از توان و استعداد بچه هاى شان داشته باشند ، آنان را چنان نگران و پریشان مى کنند که راه دستیابى به موفقیت برایشان غیر ممکن و سخت جلوه مى کند .
۴ _ هیچ گاه تفاوت هاى فردى بچه ها را نادیده نگیرید و مرتب نمرات آنها را با هم مقایسه نکنید ، زیرا همین امر موجب ناراحتى ، فشار روانى و بدبینى نسبت به یکدیگر در آنها مى شود . براى تشویق بچه ها به درس خواندن مى توان به آنها دلگرمى داد و با حمایت هاى کلامى مثبت خود ، آنها را نسبت به استعدادهاى بالقوه شان آگاه کرد تا بدین ترتیب ، ریشه هاى ترس و اضطراب را - که عامل بسیارى از مشکلات روانى است - در آنها از بین برد .
۵ _ ایجاد آمادگى در بچه ها و فراهم آوردن شرایط و امکاناتى که آنها بتوانند با آرامش و راحتى به مطالعه و درس بپردازند ، مى تواند ترس و اضطراب ناشى از امتحان را کاهش دهد .
۶ _ در مواردى نگرش ها و پیش فرض هاى منفى دانش آموزان درباره نحوه امتحان دادن شان ، به شدت بر روحیه آنها تاثیر مى گذارد و موجب اضطراب بچه ها مى شود . مثل وقتى که دانش آموزى از قبل از امتحان دائم به خود مى گوید : «من هرگز نمى توانم از این امتحان نمره خوبى بگیرم ...» . در صورتى که اگر همین دانش آموز بتواند افکار مثبت و امیدوارکننده را جایگزین ناامیدى و تلقینات منفى اش کند ، قادر خواهد بود با روحیه بهتر و نشاط بیشترى بر سرجلسه امتحان حاضر شود . او مى تواند به خود بگوید: «من این درس را خوب خوانده ام و مطمئنم که مى توانم نمره خوبى از آن بگیرم» . (البته او باید واقعاً درس را خوانده باشد !)
نکاتى که والدین و اطرافیان بچه ها ، باید در ایام امتحانات بدان توجه داشته باشند ، عبارتند از : • جدولى از برنامه امتحانى فرزندان تان تهیه کنید و به آنها در برنامه ریزى مناسب ، براى مطالعه درس هاى مختلف کمک کنید . • با تشویق فرزندان تان در انجام تکالیف و تمرین هاى لازم در ایام امتحانات ، به آنها دلگرمى دهید . • به فرزندان تان کمک کنید تا به تنهایى پاسخ پرسش هاى درسى اش را بیابند . • در صورت نیاز با آموزگار فرزندتان در مورد چگونگى انجام آزمون هاى پایان سال صحبت کنید و اطلاعات لازم را از او بگیرید . • فرزندان تان را تشویق کنید تا در خانه و یا کلاس پرسش هایى را که نمى دانند ، بپرسند . • نقاط ضعف و قوت درسى فرزندان تان را در درس هاى مختلف بشناسید و حتى الامکان درصدد رفع آنها برآیید . • به فرزندان تان اطمینان دهید که موفقیت آنها براى تان ارزش و اهمیت دارد . • نسبت به خواب ، خوراک و آرامش روانى فرزندان تان در روزهاى امتحان محتاط و دقیق باشید . دقت داشته باشید ، شب قبل از امتحان بچه ها به موقع بخوابند و صبح ، صبحانه اى مناسب و کافى بخورند . تصور نکنید اگر شب قبل از امتحان تا صبح بیدار بمانند ، مطالب در حافظه شان بهتر جایگزین مى شود . این کار تنها موجب عدم تمرکز و خواب آلودگى آنها در سر جلسه امتحان مى شود . • خواسته ها و انتظارات خارج از توان بچه ها نداشته باشید . • به بچه ها بگویید که امتحان تنها وسیله اى براى سنجش موفقیت هاى کلاسى آنان است . • هیچ گاه ارزش فرزندان تان را با نمراتى که مى گیرند ، نسنجید . • همیشه درباره امتحان دادن ، مثبت صحبت کنید و بچه ها را از آن نترسانید . نکاتى که دانش آموزان باید ضمن امتحان ، بدان توجه داشته باشند ، عبارتند از : • ابتدا تمام سئوالات را به دقت بخوانند . • پاسخ گویى به سئوالات را از آسان به سخت شروع کنند . • جواب پرسش ها را با توجه به دانسته ها و معلومات شان بدهند نه بر پایه حدسیات . • سعى کنند از حاشیه روى پرهیز کنند و تنها اصل پاسخ را بنویسند . • توجه به زمان داشته باشند و بیش از حد براى یک سئوال وقت نگذارند . • سئوالاتى را که پاسخى براى آنها ندارند ، کنار بگذارند و به بقیه پرسش ها بپردازند . در صورتى که وقت اضافه داشتند ، مى توانند با تمرکز بر سئوال ، پاسخ آن را پیدا کنند . • پاسخ هر سئوال را در جاى خودش بنویسند . • بعد از پایان پاسخ گویى به سئوالات ، در صورت داشتن وقت ، حتماً ورقه شان را یک بار مرور کنند . در مورد سئوالات چهار گزینه اى ، • ابتدا تمام جواب ها را به دقت بخوانند و سپس جواب درست را علامت بزنند ، شاید پاسخ صحیح ، گزینه چهارم باشد . • دقت داشته باشند ، هیچ گاه سعى نکنند ارتباطى بین پاسخ هاى صحیح پیدا کنند . • تنها زمانى که اطمینان دارند پاسخى که اول داده اند اشتباه است ، آن را تغییر دهند .
نويسنده: ماندانا سلحشور
1- برای فرزندان خود وقت کافی در نظر بگیرند و دقیقاً توضیح دهندکه چرا رفتاری پذیرفتنی است در حالیکه رفتاری دیگر چنین نیست و هنگام سرزنش فرزند خود آن رفتار خاص را مورد خطاب قرار دهند نه شخصیت کودک را.
2- بعضی مواقع عدم وجود مهارتی خاص موجب اضطراب می شود؛ مثلاً کودکانی که نمی توانند وارد جمع کودکان دیگر شوند به کمک والدین خود نیاز دارند که این مهارت را به وی بیاموزند و بدین ترتیب وحشت از این که اساساً ایرادی در وجودش دارد را از وی دور سازند.
3-وقتی کودکی هنگام آموختن درس خود دچار تشویش و نگرانی میشود به او کمک کنید تا مشکل خودرا تشخیص دهد و برطرف سازد.
4-وقتی اشتباهی صورت می گیرد تا جایی که امکان دارد برای اصلاح آن وقت کافی بگذارید زیرا عجله کودک را نگران می کند.
5-سعی کنید از راههای گوناگون به کودک خود آموزش دهید. مثلاً یک کودک ممکن است آموزش ها را تنها به صورت شفاهی درک نکند بنابراین کاری را که باید او انجام دهد هر قدر هم که ساده باشد کاملاً شرح داده و به طور عملی انجام دهید .
6-والدین برای این که کودکشان را از نگرانی برهانند باید او را دایم تشویق یا تحسین کنند البته تشویق، اغراق آمیز و ناپخته نباشد.
7-برخی از کودکان هر نوع تعریف و تمجید را یک جور مزاحمت تلقی می کنند. واکنش فرزندتان نسبت به تعریف و تمجید را مشاهده کنید و وقتی متوجه شدید که کودکتان حتی هنگام تعریفی مثبت آشفته خاطر و مضطرب می شود تا جایی که امکان دارد او را به حال خود بگذارید و کاری به کارش نداشته باشید.
8-والدین کودکی که نمی تواند خشم خود را کنترل کند باید او را تشویق کنند تا روی یک کار- نه چند کار همزمان- وقت بگذارد و از بار اضافی و اضطراب ناشی از خستگی و گرسنگی بپرهیزد زیرا ممکن است امیدش را در راه رسیدن به اهدافش از دست بدهد.
9-والدین باید از کودک بپرسند که چه اهدافی دارد.
10-وقتی هدف کودک مشخص شد باید به او کمک کنند که تشخیص دهد آیا هدفش با واقعیت همخوانی دارد یا خیر و اگر چنین بود برای رسیدن به آن، او را تشویق کنند.
11-والدین کودک نگران باید به او کف نفس بیاموزند. برای پدر یا مادر این که کودکش می گوید:« من خیلی احمق هستم.» یا« هیچ کاری از دستم برنمی آید؟»سخت است. ولی وقتی کودک نسبت به خود چنین احساسی دارد فریاد کشیدن بر سر او هیچ دردی را درمان نمی کند. وقتی به او دستور می دهیم که این گونه صحبت نکند تنها نگرانی اش را افزایش داده ایم. مجبوریم احساسات منفی کودکان را بپذیریم تا بتوانیم آنها را تغییر دهیم. به جای این که با زورگویی او را از داشتن احساسات منفی منع کنید برایش محیطی فراهم کنید تا بتواند این احساسات را ابراز کند ولی با روشی درست به او نشان دهید که این احساسات واقعیت ندارند.
با خوش آمد گويي به زمستان عروس فصل ها،
لطفً جهت خواندن شرح عكس ها نوك موش موشك را روي آن ها قرار دهيد.











